by the instrumentality of معنی فارسی بوسيله بدستياري واژههای دیگر با معنی «بوسيله» whereby که بوسيله آن، که بدان وسيله، که بموجب آن hydrolize تجزيه بوسيله آب hydrolysis تجزيه بوسيله آب hydrolytic تجزيه بوسيله آب intuitively بوسيله درک مستقيم، ازراه انتقال، ازراه کشف crymotherapy درمان بوسيله سرما، سرما درماني. cryotherapy درمان بوسيله سرما، سرما درماني. seagirt محصور بوسيله دريا، محاط دريا. aerotherapeutics معالجه بوسيله هوا lapped joint اتصال بوسيله پوشش