cabin
معنی فارسی
اطاق کشتي خانه کشتي کابين خوابگاه (کشتي) اطاق کوچک کلبه
معنی کامل و مثالها
/kab´in/n., vt.
● (خانهی کوچک و یک طبقه که معمولا از چوب ساخته میشود) آلانک، کلبه، کومه، آلونک
a cabin on the edge of a forest
کلبهای در کنار جنگل
tourist cabins along the Ramsar road
آلانکهای توریستی در کنار جادهی رامسر
● (کشتی) اتاق، اتاقک، جایگاه یا سالن مسافران، (هواپیما) هریک از اتاقکهای مجزای هواپیما، کابین
the passenger ship had 500 cabins each having four bunk beds
کشتی مسافربری دارای پانصد کابین بود که هر یک چهار تختخواب تاشو داشت.
pilots' cabin
اتاقک خلبانان
first class (passengers') cabin
جایگاه مسافران درجه یک
an airplane's cargo cabin
بارخانهی هواپیما، کابین بار در هواپیما
● محدود کردن، درجای کوچک یا تنگی قراردادن، در قید گذاشتن
تعریف انگلیسی
- small room on a ship or boat where people sleep
- a small house built of wood; usually in a wooded area
- the enclosed compartment of an aircraft or spacecraft where passengers are carried “Verb Frames:” “Somebody ----s somebody”
مترادفها
noun
Hut, hovel, shed, cot, cottage, humble dwelling.