دیکشنری فارسی

cadaver

UKkədɑːvər USkə'dævə

معنی فارسی

لاشه نعش جسد (براي تشريح)

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝ dav´ǝr/n.

(بیشتر در مورد انسان) جسد، لاش، لاشه، نعش (به ویژه برای تشریح)

مترادف‌ها

noun
Corpse, dead body, body, remains, subject (for dissection).

واژه‌های دیگر با معنی «لاشه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن