carcase معنی فارسی لاشه مردار بدن واژههای دیگر با معنی «لاشه» cadaver لاشه، نعش، جسد (براي تشريح) cadaverous لاشه اي، داراي رنگ مرده، رنگ پريده cadaveric لاشه اي، لاشه مانند، نعشي corpselike لاشه اي، داراي رنگ مرده، رنگ پريده spalls لاشه سنگ، تيکه سنگ که بمصرف پرکردن ميرسد necrophilous لاشه دوست retired draft لاشه برات uncoursed rubble masonery بنايي سنگ لاشه در هم beef cuts قطعات مختلف گوشت لاشه گاو. forequarter ربع قدامي خارجي بدن يا لاشه حيوانات.، دست و شانه ي جانور