دیکشنری فارسی

cadence

UKkeidəns US'keıdəns

معنی فارسی

وزن آهنگ تاب پايان جمله موسيقي هم اهنگي افول

معنی کامل و مثال‌ها

/kād´'ns/n.

(کوتاه شدن یا افت صدا هنگام ادای برخی کلمات و جملات) فروآوا

(کوتاه و بلند شدن تن صدا هنگام صحبت) فراز و نشیب آوا، (آوا شناسی) تاب

it was clear from the cadence of his voice that he was a Kashy

از فراز و نشیب آهنگ صدایش پیدا بود که کاشی است.

حرکت موزون و مکرر (مثلا در رقص و رژه)، (آهنگ) باز آیند (مثل صدای پای رژه روندگان و غیره)، گام‌آهنگ، ریتم، وزن

the cadence of his poetry

وزن شعر او

iambic cadence

وزن آیامبیک (در شعر)

(موسیقی) نت‌ها یا آهنگ‌های پایانی یک قطعه‌ی موسیقی، کادانس (cadency هم می‌گویند)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English, from Old Italian cadenza, meaning 'cadence, rhythm'.

مثال

  • The music had a beautiful cadence.
  • Her voice had a soothing cadence.
  • The poem's cadence created a sense of rhythm.

ترکیب‌های رایج

Beautiful cadence Soothing cadence Sense of rhythm Strong cadence Rhythmic flow

تعریف انگلیسی

noun
  1. (prosody) the accent in a metrical foot of verse
  2. the close of a musical section
  3. a recurrent rhythmical series

مترادف‌ها

noun
1. Fall of the voice.
2. Tone, intonation, modulation of the voice.

واژه‌های دیگر با معنی «وزن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن