cadence
معنی فارسی
وزن آهنگ تاب پايان جمله موسيقي هم اهنگي افول
معنی کامل و مثالها
/kād´'ns/n.
● (کوتاه شدن یا افت صدا هنگام ادای برخی کلمات و جملات) فروآوا
● (کوتاه و بلند شدن تن صدا هنگام صحبت) فراز و نشیب آوا، (آوا شناسی) تاب
it was clear from the cadence of his voice that he was a Kashy
از فراز و نشیب آهنگ صدایش پیدا بود که کاشی است.
● حرکت موزون و مکرر (مثلا در رقص و رژه)، (آهنگ) باز آیند (مثل صدای پای رژه روندگان و غیره)، گامآهنگ، ریتم، وزن
the cadence of his poetry
وزن شعر او
iambic cadence
وزن آیامبیک (در شعر)
● (موسیقی) نتها یا آهنگهای پایانی یک قطعهی موسیقی، کادانس (cadency هم میگویند)
ریشه و کاربرد
ریشه
From Middle English, from Old Italian cadenza, meaning 'cadence, rhythm'.
مثال
- The music had a beautiful cadence.
- Her voice had a soothing cadence.
- The poem's cadence created a sense of rhythm.
ترکیبهای رایج
Beautiful cadence Soothing cadence Sense of rhythm Strong cadence Rhythmic flow
تعریف انگلیسی
- (prosody) the accent in a metrical foot of verse
- the close of a musical section
- a recurrent rhythmical series
مترادفها
noun
1. Fall of the voice.
2. Tone, intonation, modulation of the voice.