cadged UKkædʒd معنی فارسی دوره گردي کردن گدايي کردن واژههای دیگر با معنی «دوره گردي کردن» peddle دوره گردي کردن، وقت خود را بيهوده گذراندن، خرده فروختن cadge دوره گردي کردن، گدايي کردن packman دوره گردي کردن