caducity
معنی فارسی
بزندگي شکستگي زوال
معنی کامل و مثالها
/kǝ dōō´sǝ tē, -dyōō´-/n.
● ناپایداری، زود گذری، فساد پذیری، از دست دادن اثر به واسطهی گذشت زمان (مثلا در مورد برخی داروها)
● پیری، کهولت، فتور
مترادفها
noun
1. Tendency to decay, tendency to fall.
2. Decadence, decline, senility, dotage.