urbanism
معنی فارسی
شهر نشيني، شهر سازي،
اعتياد بزندگي شهري
گرايش مردم به شهرها، شهرگرايي
معنی کامل و مثالها
/u_r´bǝn iz´ǝm/n.
● زندگی شهری، شهرزیستی
● گرایش مردم به شهرها، شهرگرایی
شهر نشيني، شهر سازي،
اعتياد بزندگي شهري
گرايش مردم به شهرها، شهرگرايي
/u_r´bǝn iz´ǝm/n.
● زندگی شهری، شهرزیستی
● گرایش مردم به شهرها، شهرگرایی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن