calking (am) معنی فارسی کوبش واژههای دیگر با معنی «کوبش» antiknock ضد کوبش knock reducer ضد کوبش driving resistance مقاومت کوبش، تاب کوبش antiknock value عدد ضد کوبش antidentonant پادکوب، ضد کوبش، ضد دقه knoit صداي در، درزني، کوبش در