knoit معنی فارسی صداي در درزني کوبش در دق الباب ضربت تغ تغ خرده گيري واژههای دیگر با معنی «صداي در» microphonics انعکاس صداي کار کردن ماشين الات در، ميکروفن. clinkstone نوعي سنگ آذرين که در مقابل ضربه صداي، جلينگ يا تلق ميکند . acrophony صداي حرف اول کلماتي که معرف خود ان کلمه، باشد مانند صداي a در الف(aleph). low key باشدت کم، (در مورد صدا) داراي صداي گرفته . rackle کله شق، تق تق، صداي در زدن bray عرعرکردن، صداي کرنا دادن، صداي نکره در آوردن bell lap آخرين دور مسابقه، زنگ آخرين دور مسابقه دوچرخه سواري، صداي زنگ در آخرين دور دو bang باصدا، بستن، محکم زدن zoom بزرگ کردن، درشتنمايي، هواپيما را با سرعت وبازاويه تند ببالا راندن lubb-dupp صداي اول و دوم قلب، اين دو صدا در موقع سمع قلب، يکي پس از ديگري بگوش ميرسد.