cama معنی فارسی ريشه ، توده ابرمانندي که هسته ستاره دنباله دار رافراگرفته است واژههای دیگر با معنی «ريشه» root ريشه، بيخ، بن rootlessness ريشه، بيخ، بن fringe ريشه، منگله، حاشيه margined ريشه، منگله، حاشيه etymon ريشه، کلمه اصلي، کلمه جامد fimbria ريشه، پره square root ريشه، جذر harl ريشه، پر harle ريشه، پر depth of face ريشه