دیکشنری فارسی

cannonball

UKkənɔnbɔːl

معنی فارسی

گلوله توپ، سريعالسير حرکت کردن.

ترن تندرو

سرو تند و نيرومند

معنی کامل و مثال‌ها

/kan´ǝn bôl´/n., adj.,vi.

● (ارتش) گلوله‌ی توپ، گوله

● (عامیانه) ترن تندرو

● (عامیانه - تنیس) سرو تند و نیرومند

● (آب بازی) شیرجه‌ی از پا

● (خودمانی) تند، سریع

● تند حرکت کردن، جهیدن، ورجه زدن، مثل گلوله حرکت کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

Compound word formed from 'cannon' and 'ball'.

مثال

  • The cannonball tore through the enemy's defenses.
  • The impact of the cannonball caused significant damage.
  • The soldiers loaded the cannonball into the cannon.

ترکیب‌های رایج

Fired a cannonball Shot a cannonball Loaded a cannonball

تعریف انگلیسی

noun
  1. a solid projectile that in former times was fired from a cannon

واژه‌های دیگر با معنی «گلوله توپ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن