capillaceous
معنی فارسی
مويي مانند نخ
معنی کامل و مثالها
/kap´ǝ lā´shǝs/adj.
● موی مانند، مویسان، نخسان، ریسمان مانند، مویین، شعریه
● دارای تارهای موی مانند، مویچهدار
مويي مانند نخ
/kap´ǝ lā´shǝs/adj.
● موی مانند، مویسان، نخسان، ریسمان مانند، مویین، شعریه
● دارای تارهای موی مانند، مویچهدار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن