دیکشنری فارسی

capitate

معنی فارسی

سردار ، داراي سرمجزا ، داراي گلهاي خوشه اي

معنی کامل و مثال‌ها

/kap´i tāt´/adj.

سرمانند، تارک‌سان، راسی (مثل برخی گل‌ها)، سرسان

دارای برجستگی یا قلمبه شدگی در انتها (مثلا در انتهای شاخه)، چماق‌سان، سرچماقی، گرزی

ریشه و کاربرد

Adjective

Shaped like a head or having a rounded end.

ریشه

From the Latin word 'capitātus', meaning 'having a head'.

مثال

  • The capitate bone is located in the wrist.
  • The flower has a capitate cluster of small blooms.
  • The mushroom has a capitate shape.

واژه‌های دیگر با معنی «سردار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن