دیکشنری فارسی

carouse

معنی فارسی

ميگساري (کردن) عياشي (کردن)

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝ rouz´/n., vi.

● (مهجور) لاجرعه سرکشیدن (مشروب الکلی)، یکباره تا ته جام را نوشیدن، گساریدن، (به سلامتی دیگران) تاته لیوان نوشیدن

● (معمولا به طور دسته جمعی و با سرو صدای زیاد) میگساری کردن، عیاشی و پایکوبی کردن، باده نوشی و شادی کردن

soldiers were carousing in the streets

سربازان در خیابان‌ها باده‌نوشی و پایکوبی می‌کردند.

● باده نوشی و پایکوبی، میگساری (همراه با شادی و سرو صدا)

drowning care in a perpetual carouse

با میگساری غم خود را فراموش کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. revelry in drinking; a merry drinking party
  2. engage in boisterous, drunken merrymaking “They were out carousing last night” “Somebody ----s”

مترادف‌ها

I. verb neuter
Revel, tipple, guzzle.
II. noun
See carousal.

واژه‌های دیگر با معنی «ميگساري (کردن)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن