cementery معنی فارسی قبرستان واژههای دیگر با معنی «قبرستان» burial ground قبرستان، گورستان burial-ground گورستان، قبرستان، مقبره burying-ground گورستان، قبرستان، مقبره cemeteries گورستان، قبرستان، مقبره cemetery گورستان، قبرستان، مقبره gods acre گورستان، قبرستان، مزار graveyard گورستان، قبرستان charnel گورستان، قبرستان.، ساختمان يا اتاقي که اجساد يا استخوانهاي