censoriousness UKsensɔːriəsnəs معنی فارسی خرده گيري عيب جويي واژههای دیگر با معنی «خرده گيري» nagging خرده گيري، عيبجويي، سرزنش criticalness خرده گيري (، صلاحيت) انتقاد، اهميت موقع cavil خرده گيري کردن، عيب جويي کردن censoriously ازروي خرده گيري، عيب جويانه hypercriticism خرده گيري بيش از حد، انتقاد افراطي، زياده روي در انتقاد hypercritically با خرده گيري بيش از اندازه hypercriticize زياده خرده گيري کردن (از - در) stricture انتقاد، خرده گيري، ايراد wite تقصير، خرده گيري pedantically از روي علم فروشي و خامي، از روي خرده گيري