دیکشنری فارسی

stricture

UKstriktʃər

معنی فارسی

انتقاد خرده گيري ايراد انقباض تنگي تضييق

معنی کامل و مثال‌ها

/strik´chǝr/n.

انتقاد (شدید)، سرزنش، توبیخ، سرکوفت

(مهجور) سختگیری، شدت، تنگی

(پزشکی) ضیق مجرا، تنگی، راه تنگی، باریک شدگی (stenosis هم می‌گویند)

محدودیت (رجوع شود به: restriction)

تعریف انگلیسی

noun
  1. abnormal narrowing of a bodily canal or passageway
  2. severe criticism

مترادف‌ها

noun
1. Animadversion, censure, criticism, critical remark.
2. (Medicine) Contraction (of some duct, as the aesophagus), drawing.

واژه‌های دیگر با معنی «انتقاد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن