central government معنی فارسی حکومت مرکزي واژههای دیگر با معنی «حکومت مرکزي» totalism رژيم حکومت متمرکز در يک قدرت مرکزي. federalism اصول تشکيل چندکشورمتحدبايک حکومت مرکزي totalitarianism (totalism=)، رژيم حکومت متمرکز در يک قدرت مرکزي. federalize باهم متحدکردن، هم عهدکردن، تحت حکومت مرکزي دراوردن statolatry حکومت پرستي، حمايت از قدرت مرکزي.