cerebrating معنی فارسی فعاليت مغزي را نشان دادن ، فکر کردن ، الهه شعر و هنرهاي زيبا ، قريحه شاعري ، واژههای دیگر با معنی «فعاليت مغزي را نشان دادن» cerebrated فعاليت مغزي را نشان دادن، فکر کردن، منعکس کردن cerebrate فعاليت مغزي را نشان دادن، فکر کردن