دیکشنری فارسی

chameleon

UKkəmiːliən UStʃə'melıən

معنی فارسی

بوقلمون افتاب گردک

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝ mēl´ē ǝn, -mēl´yǝn/n.

● (جانور شناسی) حربا (تیره‌ی Chamaeleontidae - مارمولک‌های دم دراز و درخت پیما که می‌توانند رنگ بدن خود را تغییر داده و با محیط جور کنند)

● هر نوع مارمولکی که رنگ پوستش متغیر باشد

● آدم دمدمی، متلون‌المزاج، چند رنگ

he is a chameleonic politician

او سیاستمداری دمدمی مزاج است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a changeable or inconstant person
  2. lizard of Africa and Madagascar able to change skin color and having a projectile tongue
noun
  1. a faint constellation in the polar region of the southern hemisphere near Apus and Mensa

واژه‌های دیگر با معنی «بوقلمون»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن