دیکشنری فارسی

charmer

UKtʃɑːmər US'tʃɑ:mə

معنی فارسی

جذاب دلربا افسونگر فريبنده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

آدم گیرا و خوش برخورد، آدم جذاب

their baby is quite a charmer

بچه‌ی آنها خیلی مامانی است.

جادوگر، ساحر

رام کننده (بیشتر در مورد مار به کار می‌رود)

snake charmer

مارگیر

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone with an assured and ingratiating manner
  2. a person who charms others (usually by personal attractiveness)

مترادف‌ها

noun
1. Enchanter, magician, sorcerer.
2. Sweetheart, loved one, darling, dear.

واژه‌های دیگر با معنی «جذاب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن