دیکشنری فارسی

childbed

UKtʃaildbed

معنی فارسی

زايمان وضع حمل

معنی کامل و مثال‌ها

/-bed´/n.

● در بستر زایمان، در حال زایمان، دوره‌ی زایمانی، نفاس

تعریف انگلیسی

noun
  1. concluding state of pregnancy; from the onset of contractions to the birth of a child “she was in labor for six hours”

مترادف‌ها

noun
Parturition. See childbirth.

واژه‌های دیگر با معنی «زايمان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن