chilish معنی فارسی بچگانه ناپسند لوس. واژههای دیگر با معنی «بچگانه» puerile بچگانه، سست، ناچيز infantile بچگانه، کودکانه، ابتدائي childlike بچگانه، ساده وبي الايش childishly بچگانه، ازروي بچگي babyish بچگانه، بچه خوي boyish بچگانه، پسرانه childish بچگانه، ناپسند childly بچگانه، ناپسند small-cloths جامه بچگانه، نيم شلواري prattle بچگانه سخن گفتن، من من کردن، من من