chinical t. معنی فارسی درجه گرما سنج طبي واژههای دیگر با معنی «درجه» degree درجه، مرتبه، پايه peep sight درجه، آلت نشانه روي clinical thermometer درجه، گرماسنج طبي first class درجه يک، درجه اول، ممتاز gauge glass درجه آب striper درجه دار، گروهبان، داراي فلان عدد سردوشي يا سرآستيني tenth rate درجه دهم، از پايين ترين جنس، پايين ترين درجه . first water درجه اول، بالاترين مقام. petty officer درجه دار، درنيروي دريايي sighted درجه دار، ديد دار، بينا