peep sight معنی فارسی درجه آلت نشانه روي معنی کامل و مثالها ● (تفنگ و غیره) درجهی نشانهروی واژههای دیگر با معنی «درجه» degree درجه، مرتبه، پايه chinical t. درجه، گرما سنج طبي clinical thermometer درجه، گرماسنج طبي first class درجه يک، درجه اول، ممتاز gauge glass درجه آب striper درجه دار، گروهبان، داراي فلان عدد سردوشي يا سرآستيني tenth rate درجه دهم، از پايين ترين جنس، پايين ترين درجه . first water درجه اول، بالاترين مقام. petty officer درجه دار، درنيروي دريايي sighted درجه دار، ديد دار، بينا