دیکشنری فارسی

chromatically

UKkroumætikɑːliː

معنی فارسی

رنگي پر رنگ

تعریف انگلیسی

adverb
  1. with respect to color “chromatically pure” “Derived from adjective: chromatic”

واژه‌های دیگر با معنی «رنگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن