دیکشنری فارسی

cicada

UKsikɑːdə USsə'keıdə

معنی فارسی

زنجره جيرجيرک دشتي

معنی کامل و مثال‌ها

/si kā´dǝ/n., pl.

● (جانورشناسی) زنجره، ملخ (از تیره‌ی Cicadidae و راسته‌ی Homopteran که دو جفت بال فرانما دارد و گاهی صدای جیرجیر می‌کند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. stout-bodied insect with large membranous wings; male has drum-like organs for producing a high-pitched drone

مترادف‌ها

noun
Harvest fly (popularly but erroneously called locust in the U. S.).

واژه‌های دیگر با معنی «زنجره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن