دیکشنری فارسی

cicatrix

معنی فارسی

جاي زخم اثرزخم نشان داغ

معنی کامل و مثال‌ها

/sik´ǝ triks´/n., pl.

(پزشکی) جای زخم (یا بخیه و سوختگی و غیره) (scar هم می‌گویند)، جوشگاه، پوستخدش

(گیاه شناسی) جای زخم بر پوست گیاه، زخم، پوستخدش گیاهی (cicatrice هم می‌نویسند)

ریشه و کاربرد

Noun

A scar left by the healing of a wound or surgical incision.

ریشه

From Latin 'cicatrix' (scar).

مثال

  • The cicatrix on her arm was a reminder of the accident.
  • The surgeon examined the patient's cicatrixes.
  • The cicatrix from the surgery was barely visible.

ترکیب‌های رایج

Cicatrix on the skin Visible cicatrix Healing cicatrix Old cicatrix

مترادف‌ها

noun
See cicatrice

واژه‌های دیگر با معنی «جاي زخم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن