circassian sabre معنی فارسی شوشکه واژههای دیگر با معنی «شوشکه» sabre شمشير، شوشکه، سرباز سواره نظام saber شمشير، شوشکه، شمشير زدن به sabre cut زخم شمشير، زخم شوشکه، ضربه شمشير