دیکشنری فارسی

circuity

معنی فارسی

دورزني حرکت دوري ياغيرمستقيم پيرامون محيط حوزه غير مستقيم مدار حرکت

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝr kyōō´ǝ tē/n., pl.

ناراستی، کژی، پر پیچ و خمی، کج‌راهی، نادرستی، شیله پیله

واژه‌های دیگر با معنی «دورزني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن