دیکشنری فارسی

circumambient

معنی فارسی

احاطه کننده محيط

معنی کامل و مثال‌ها

/su_r´kǝm am´bē ǝnt/adj.

● فراگیر، پیراگیر، محیط، دور تا دور، آنچه دور چیزی را کاملا بگیرد

مترادف‌ها

adjective
Surrounding, encompassing, encircling, circling, circumjacent, ambient.

واژه‌های دیگر با معنی «احاطه کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن