circumrotation معنی فارسی چرخ زني گردش واژههای دیگر با معنی «چرخ زني» gyration چرخ زني، گردگردي، گردش pirouette چرخ روي پاشنه، چرخ زني، گردپيچي roulette رولت، چرخ منگنه بر، يکجورچرخ دنده دار که در قلم زني بکار ميرود