claustral
معنی فارسی
گوشه نشين صومعه اي
معنی کامل و مثالها
/klôs´trǝl/adj.
● وابسته به حجره (رجوع شود به: cloister)
● دور افتاده، منزوی، کناره گیر، دیر نشین
گوشه نشين صومعه اي
/klôs´trǝl/adj.
● وابسته به حجره (رجوع شود به: cloister)
● دور افتاده، منزوی، کناره گیر، دیر نشین
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن