دیکشنری فارسی

clef

UKklef

معنی فارسی

کليد

معنی کامل و مثال‌ها

/klef/n.

● (موسیقی) کلید، مفتاح، گشا (در موسیقی فرنگی سه کلید وجود دارد: G [تربل‌]، F [باس‌] و C [سوپرانو یا آلتو یا تنور])

تعریف انگلیسی

noun
  1. a musical notation written on a staff indicating the pitch of the notes following it

واژه‌های دیگر با معنی «کليد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن