switche معنی فارسی کليد واژههای دیگر با معنی «کليد» key کليد، کليد راهنما، مفتاح clef کليد shouldered arch کليد esc کليد Esc، Escape character، کاراکتر گريز key seat جا کليد keyhole جا کليد line breaker کليد خط line switch کليد خط disconnect switch کليد قطع، کليد فشار صفر flue stop کليد ارگ، دکمه ارگ.