cloistress معنی فارسی راهبه . واژههای دیگر با معنی «راهبه .» nun راهبه، زن ترک دنيايي، زن از دنياگذشته prioress راهبه، رئيسه صومعه . nunnish راهبه وار، وابسته به راهبات nunlike راهبه آسا، راهبه مانند Cistercian وابسته به راهبان سيسترشن، راهب يا راهبه ي سيسترشن anchoress زن گوشه نشين، زن عزلت گزين، راهبه ancress زن گوشه نشين، زن عزلت گزين، راهبه Benedictine يکجورنوشابه، راهبي که از سلک"بنديکت"قديس باشد، راهب بندکتين