دیکشنری فارسی

clumpy

UKklʌmpiː US'klʌmpı

معنی فارسی

خوشه دار، انبوه .

سنگين و بي عرضه ، سخت کاربرد

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/adj.

قلمبه‌دار، دارای انباشتگی یا همفشردگی، قلمبه سلمبه

سنگین و بی عرضه، سخت کاربرد (clumpish هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «خوشه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن