clumpy
UKklʌmpiː
US'klʌmpı
معنی فارسی
خوشه دار، انبوه .
سنگين و بي عرضه ، سخت کاربرد
معنی کامل و مثالها
/-ē/adj.
● قلمبهدار، دارای انباشتگی یا همفشردگی، قلمبه سلمبه
● سنگین و بی عرضه، سخت کاربرد (clumpish هم میگویند)