co-existance معنی فارسی همزيستي واژههای دیگر با معنی «همزيستي» commensalism همزيستي symbiotic relation رابطه همزيستي peaceful coexistance همزيستي مسالمت آميز symbion موجود زنده اي که بصورت دسته جمعي يا، همزيستي زندگي کند، هم زي synoecy اتحاد واتفاق، الحاق، ائتلاف synoeky اتحاد واتفاق، الحاق، ائتلاف togetherness همبستگي، اتحاد، اتفاق