دیکشنری فارسی

commensalism

معنی فارسی

همزيستي

معنی کامل و مثال‌ها

/-iz´ǝm/n.

● (زیست شناسی) هم‌سفرگی، هم‌پروردی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the relation between two different kinds of organisms when one receives benefits from the other without damaging it

واژه‌های دیگر با معنی «همزيستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن