دیکشنری فارسی

coherency

UKkouhiərənsiː

معنی فارسی

چسبيدگي ارتباط (مطالب) وابستگي.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of cohering or sticking together
  2. logical and orderly and consistent relation of parts

مترادف‌ها

noun
See coherence

واژه‌های دیگر با معنی «چسبيدگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن