دیکشنری فارسی

isoagglutination

معنی فارسی

جور هم چسبيدگي

معنی کامل و مثال‌ها

/ī´sō ǝ glōōt´'n ā´shǝn/n.

(زیست شناسی) جور ـ هم چسبیدگی

واژه‌های دیگر با معنی «جور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن