دیکشنری فارسی

isoagglutination

معنی فارسی

جور هم چسبيدگي

معنی کامل و مثال‌ها

/ī´sō ǝ glōōt´'n ā´shǝn/n.

● (زیست شناسی) جور ـ هم چسبیدگی

تعریف انگلیسی

noun
  1. agglutination of an agglutinogen of one individual by a serum from another individual of the same species

واژه‌های دیگر با معنی «جور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن