دیکشنری فارسی

columniation

معنی فارسی

ستون بندي

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝ lum´nē ā´shǝn/n.

● (معماری) ستون بندی، ستون آرایی، طرز قرارگیری ستون‌ها

تعریف انگلیسی

noun
  1. (architecture) the arrangement of columns (especially freestanding columns) in a structure

واژه‌های دیگر با معنی «ستون بندي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن