come-down معنی فارسی سقوط ريزش زوال واژههای دیگر با معنی «سقوط» tailspin سقوط، زوال، اضمحلال free fall سقوط آزاد، ريختن بار و وسايل از، هواپيما به طور آزاد با چتر fall velocity سرعت سقوط velocity of fall سرعت سقوط termination of obligations سقوط تعهدات break down سقوط ناگهاني، درهم شکننده، فروريختن drop hammer چکش سقوط آزاد free type parachute چتر سقوط آزاد proctoptosis سقوط روده راست crash land سقوط کردن هواپيما.