دیکشنری فارسی

tailspin

US'teıls'pın

معنی فارسی

سقوط زوال اضمحلال گيجي وبيهوشي سقوط کردن. افت

معنی کامل و مثال‌ها

/-spin´/n.

● (هواپیما و غیره) سقوط مارپیچ، پیچ افت (spin هم می‌گویند)

● (شلوغی یا کسادی یا بدی و غیره) سقوط، افت

the oil market has gone into a tailspin

بازار نفت شدیدا افت کرده است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. loss of emotional control often resulting in emotional collapse
  2. rapid descent of an aircraft in a steep spiral

واژه‌های دیگر با معنی «سقوط»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن