دیکشنری فارسی

comestible

UKkəmestəbl

معنی فارسی

خوردني خوراکي

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝ mes´tǝ bǝl/adj., n.

(نادر) خوراکی، خوردنی

(معمولا جمع) خوراک، غذا

واژه‌های دیگر با معنی «خوردني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن