دیکشنری فارسی

esculent

معنی فارسی

خوردني خوراکي گياه خوردني قوت

معنی کامل و مثال‌ها

/es´kyōō lǝnt, -kyǝ-/adj.,n.

خوراکی، خوردنی (مناسب برای خوردن) (بیشتر می‌گویند edible)

سبزی خوردن، گیاه خوراکی

مترادف‌ها

I. adjective
Eatable, edible.
II. noun
Edible substance, eatable, edible, article of food.

واژه‌های دیگر با معنی «خوردني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن