esculent
معنی فارسی
خوردني خوراکي گياه خوردني قوت
معنی کامل و مثالها
/es´kyōō lǝnt, -kyǝ-/adj.,n.
● خوراکی، خوردنی (مناسب برای خوردن) (بیشتر میگویند edible)
● سبزی خوردن، گیاه خوراکی
مترادفها
I. adjective
Eatable, edible.
II. noun
Edible substance, eatable, edible, article of food.