دیکشنری فارسی

commandery

معنی فارسی

مقام فرماندهي محل فرماندهي. شعبه شاخه مقر

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/n., pl.

● ملکی که توسط فرمانده یا ارشد دلاوران قرون وسطی اداره می‌شد

● (در برخی انجمن‌های اخوت و خیریه) شعبه، شاخه، مقر

تعریف انگلیسی

noun
  1. the position or office of commander

واژه‌های دیگر با معنی «مقام فرماندهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن