oldman معنی فارسی فرمانده کل مقام فرماندهي واژههای دیگر با معنی «فرمانده کل» commander in chief فرمانده کل، فرمانده کل قوا، سر فرماندهي generalissimo فرمانده کل، سپهسالار commander-in-chief فرمانده کل constable of france فرمانده کل قوادرغياب پادشاهان پيشين، فرانسه