دیکشنری فارسی

generalissimo

UKdʒenrəlisimou USdʒenerə'lısı'məu

معنی فارسی

فرمانده کل سپهسالار

معنی کامل و مثال‌ها

/jen´ǝr ǝ lis´i mō´/n., pl.

ژنرالیسیم، (در برخی از کشورها) سر فرمانده‌ی کل نیروهای مسلح

مترادف‌ها

noun
Commander in chief, general, captain general.

واژه‌های دیگر با معنی «فرمانده کل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن